رد شو
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:40
من رنگ مدادیم که پاک شدهرنگ زرد برگیم که له شده رنگ فریادایی که داد نشد رنگ مرده هایی که هیچوقت خاک نشد من رنگ شکستم رنگ ترس رنگ باختن واس توئه بس من رنگ حسرت گوشه ی چشمم رنگ دود سیگارمم همراه ترس من صد رنگ دارم منو از پشت ویترینت ببین من و ورق نزن لعنتی من درد دارم
خورشید خانوم هرزه
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:38
بغض ها را گاهی باید قورت داد.. اگه به نظر میرسه همه چی خوب پیش میره، حتما یه چیزو جا انداختی! خورشید خانوم هرزه هیچوقت هیچی مطابق میلمون نبود..پس چرا هرروز صب میشه؟ سُمی |0:34 |پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶
من پرواز میکنم
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:38
تا روشنا پلکهایم بیدار بود..فقط پلکهایم.. من سالها پیش جان داده بودم، بوی لاشه ام را گمان میکنند اخلاق گَندَم. راه گریزی نیست،، تاریکی وهمی از حقایق را.. و روشنایی نقاب دلقکی روی آن.. در آغوش تاریکی آرام گرفتم بارها بارها و حقیقت محصول ما بود. لاشه ام بوی غم میدهد.. مجلس عزایی که انتها را ندید.. کاش
وقتی...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:33
یک جنگجو که نجنگید اما شکست خورد. #نصرت_رحمانی
:(
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:33
دنيا منتظر ما نميمونه ولي ما آدم ها مي تونستيم براي همديگه صبر كنيم.
عقاید یک هیچیسم
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:33
همه چیز به دفعات درد بستگی داره و شدت ی عامل کاملا بی تاثیره!
من غم انگیز
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:33
تلخ ترین چیز درباره ی زندگی اینه که تنها کسایی میتونند ناراحتت کنند که نمیتونی دوستشون نداشته باشی :(
آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:33
کاش میشد خواست و مُرد! من روانی تر از آنم که تو را، بعدِ 8ماه فراموش کنم! آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است از به دوش کشيدن من خسته شديسنگين بودماز دست هايم خسته شديو از چشم هايمو از سايه امحرف هايم تند و آتشين بودندروزي مي آيدناگهان روزي مي آيدکه سنگيني ردپاهايم رادر درونت حس کنيرد پاهايي که دور
دستهایت توی دستهایم چکار می کند؟
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:33
کاش میشد خواست و مُرد! من روانی تر از آنم که تو را، بعدِ 8ماه فراموش کنم! من چه سبزم امروز:) نکند اندوهی سر رسد از پس کوه؟ #سهراب_سپهری سُمی |14:29 |دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶
A.S
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:33
کسی چه می داند شاید، این قدر همدیگر را دوست نمی داشتیم اگر از دور به تماشای روح هم نمی نشستیم . کسی چه می داند اگر آسمان ما را جدا نمی کرد شاید، این قدر به هم نزدیک نبودیم. #حکمت
ناخواسته ها
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:33
کاش میشد خواست و مُرد! من روانی تر از آنم که تو را، بعدِ 8ماه فراموش کنم! ناخواسته ها غذای مورد علاقه اش را پختم با سالاد شیرازی!موهایم را شانه زدم.لبانم را سرخ کردم.عطر مورد علاقه اش را زدم.شمع روشن کردم.بعد هی منتظرش ماندممنتظرش ماندم تا بغلش کنم وبگویم : عزیزم بیست سالگیت مبارک.او اما آمد و یک
انگار که اینجا، هیشکی زنده نیست
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:33
کاش میشد خواست و مُرد! من روانی تر از آنم که تو را، بعدِ 8ماه فراموش کنم! انگار که اینجا، هیشکی زنده نیست - چرا همیشه لبخند میزنی ؟...+ وقتی هیچ راه فراری نداری و دقیقا به همه احتیاج داری،یاد میگیری که چطور با لبخند زدن گریه کنی !... سُمی |23:59 |یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶
مرگ تدریجی
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:33
باورم کن که بعد مردن هم حس خوبی به خود کشی دارم ! نیمه ای از غمم برای تو تا خودکشی مال هر دومان باشد #آذر